Blog post

اینترنت – آیا اینترنت شکست خورده است؟ چگونه آن را اصلاح کنیم؟

بهمن ۵, ۱۳۹۶میلاد امیرزاده

آینده اینترنت

ریشه های عملکرد کنونی اینترنت به ماهیت نظامی آن بر می گردد، در آن زمان تنها لازم بود نقاط انتهایی شبکه(مصرف کنندگان و یا تولید کنندگان داده) به مراکز داده متصل شده و اطلاعات مورد نظر خود را درج و یا واکشی کنند.

در سال ۱۹۸۸ دیوید سی کلارک در مقاله ای با عنوان The Design Philosophy of the DARPA Internet Protocols نوشت که هدف اصلی اینترنت اتصال شبکه ها(شبکه آرپانت وزارت دفاع آمریکا و شبکه رادیویی آرپا) به یکدیگر بود. او این هفت هدف ثانویه را برای اینترنت بر شمرد:

  1. ارتباطات اینترنتی باید علیرغم قطع شدن شبکه ها و درگاه ها ادامه پیدا کند.
  2. اینترنت باید از چند نوع مختلف سرویس ارتباطی پشتیبانی کند.
  3. معماری اینترنت باید به گونه ای باشد که چند نوع شبکه را با هم وفق دهد.
  4. معماری اینترنت باید مدیریت توزیع شده منابع را ممکن بسازد.
  5. معماری اینترنت باید به گونه ای باشد که استفاده از آن را مقرون به صرفه کند.
  6. معماری اینترنت باید اضافه کردن میزبان به شبکه را با کمترین هزینه میسر بسازد.
  7. منابع مورد استفاده در معماری اینترنت باید در برابر شبکه پاسخگو باشند.

این اهداف بر اساس اهمیت اشان از بالا به پایین مرتب شدند. جابجایی هر کدام از این ها باعث می شود ما اینترنت متفاوتی را تجربه کنیم.

سوپرنود

فیس بوک به عنوان یک سوپرنود در اینترنت شناخته می شود. در ژوئن ۲۰۱۷ فیس بوک اعلام کرد که تعداد کاربرهای فعال ماهانه آن به ۲ میلیارد نفر رسیده است که حدود دو سوم کل کاربران آنلاین می باشد. این حجم عظیم از داده وسیله سود ماهیانه ۳ میلیارد دلاری برای فیس بوک شده است.

آرال بالکان فعال حقوق فضای مجازی در حال فعالیت برای جلوگیری از حکومت چنین سوپرنودهایی است. آرال موسس ind.ie (سازمانی که خود را وقف ساختن اینترنت جدیدی کرده است) معتقد است که در آینده اینترنت به شکلی خواهد بود که هر کسی بر روی داده های خود کنترل خواهد داشت و نحوه بهره برداری از آن را خود معین می کند.

آرال وضعیت کنونی اینترنت را معلول تفکر سرور-کلاینتی معماری اینترنت می داند. او اثر آونگی را به شکل زیر بیان می کند:

اگر به تاریخچه عصر محاسبات نگاهی بیندازید خواهید دید محاسبات همواره بین معماری متمرکز و توزیع شده در رفت و آمد بوده است. محاسبات با MainFrame ها شروع شد، پس از آن دوران کامپیوترهای شخصی آمد که آخرین زمانی بود ما تکنولوژی توزیع شده را تجربه کردیم و مالک و کنترل کننده داشته های خود بودیم. سپس عصر وب ظهور کرد. در این عصر ما فعالیت های ما چنان قدرت عظیمی به MainFrame ها داده و گوگل ها و فیس بوک ها شکل گرفت. ما به کامپیوترهایی متصل می شویم که مالک آن نیستیم.

علاوه بر این ها، یک تغییر اساسی در دیدگاه ما نسبت به نظارت اتفاق افتاده است. فیس بوک و گوگل یک سرویس بسیار ارزشمند را به ما ارایه می دهند، آنها محتوای نامحدود وب را فیلتر می کنند، انتخاب های ما را کاهش می دهند و توجه ما را به یک موضوع خاص جلب می کنند. این قسمت ماجرا ما را راضی نگه می دارد اما ما چشمانمان را بر روی حجم عظیمی از داده ها که این شرکت ها ذخیره و استفاده می کنند بسته ایم.

در عصر کامپیوترهای شخصی اگر شما نرم افزاری را بر روی کامپیوترتان نصب می کردید که شروع به مانیتور کردن فعالیت های شما می کرد و آنچه را انجام می دادید از طریق مودم با یک سازمان بزرگ به اشتراک می گذاشت آن را یک نرم افزار جاسوس Spyware  می نامیدیم. اما امروز آن را اسب تک شاخ (اشاره به فرصت خوب سرمایه گذاری) بعدی سیلیکون ولی می نامیم.

بالکان معتقد است که اینترنت تنها یک تکنولوژی نیست. او نمونه (Prototype) ای از یک اینترنت غیر متمرکز را طراحی کرده است که همه بتوانند با هم ارتباط داشته باشند بدون اینکه بخواهند از یک واسط عبور کنند.

دنیایی را تصور کنید که هر شهروندی جایگاه خود در اینترنت را مالک است و آن را کنترل می کند. جایی که همه اطلاعات شما، عمومی و خصوصی نگهداری شود. اطلاعات خصوصی به صورت End-to-End رمزنگاری شوند به نحویکه تنها شما به آن دسترسی داشته باشید و اطلاعات عمومی آن چه باشد که شما بتوانید با سهولت با دیگران به اشتراک بگذارید. ارتباطاتی که نقطه به نقطه (Peer-to-Peer) هستند. اگر بخواهیم با هم صحبت کنیم از نام دامنه ای که برای هر دوی ما همواره آن است استفاده می کنیم. اگر بخواهیم تصویری را برای هم ارسال کنیم آن تصویر مستقیم از تلفن من به تلفن شما می رود، زیرا ما همدیگر را پیدا کرده ایم. این آن توپولوژی است که من آن را دقیقاً نقطه مقابل اینترنت کنونی می بینم که هر چیزی باید از مسیر فیس بوک و یا گوگل بگذرد.

بالکان در داشتن چنین دیدگاهی (اینترنت غیر متمرکز) تنها نیست. تیم برنرز-لی و گروه Solid دانشگاه MIT در حال تحقیق بر روی اهداف مشابهی هستند. پروژه arkOS توسط جاکوب کوک امکان ساختن یک ابر شخصی را بر روی Respberry Pi می داد.(این پروژه به دلیل کمبود منابع ادامه پیدا نکرد. بالکان با ۱۰۰,۰۰۰ دلار که از طریق جمعیت سپاری تهیه کرد پیاده کرد.) Maidsafe  اخیرایک اینترنت غیرمتمرکز بعد از ده سال تحقیق را راه اندازی کرده است. موزیلا دو میلیون دلار جایزه برای ایده های امیدوار کننده در نظر گرفته است. گروه هایی مثل Namecoin در حال ساختن ارتباطات Peer-to-Peer هستند که بر روی blockchain (یا به اینجا مراجعه کنید) کار کند.

مدل بالکان مقداری چاشنی سیاست هم به همراه دارد. او عضوی از DIEM25 است. او در کنار تکنولوژی به قوانین برای ساختن اینترنت جدید می اندیشد.

در حزب DIEM25 می کوشیم سیاست هایی را ایجاد کنیم که در سراسر اروپا حزب های سیاسی را تشویق کند تا چنین تکنولوژی و زیرساخت هایی را ایجاد کنند. اروپا در مقایسه با آمریکا تاریخ متفاوت تری در این زمینه دارد. ما اخیراً نسبت به عواقب نقض حریم شخصی در مقیاس گسترده آگاهی کامل پیدا کرده ایم. بر همین اساس من احساس می کنم این فرصتی برای اروپاست تا اینترنت مردمی را بسازد – نامی که من روی آن میگذارم – به جای اینترنت اشیاء که مالک آن کمپانی های بزرگ هستند.

فعالانی مثل بالکان یک حقیقت مهم درباره اینترنت را آشکار می کنند، حقیقتی که آن را فراموش کرده ایم و یا کم اهمیت جلوه داده شده است. شبکه از لحاظ سیاسی بی طرف نیست. 

حال که دیگر فاصله زیادی بین دنیای واقعی و آنلاین نیست، باید به سوالاتی از این دست پاسخ داد که قدرت باید در دست چه کسانی باشد و چه کسانی باید تصمیمات مهمی برای آینده اتخاذ کنند. ما نمی توانیم به تصمیماتی که در اتاق هیئت مدیره اوبر گرفته می شود دسترسی داشته باشیم و یا آنها را مواخذه کنیم اما می توانیم سیاست و قدرت را در دست داشته باشیم.

همه ی این مسایل باعث شده متفکرانی مثل امیلی تیلور این استدلال را داشته باشند که ما باید به همان اندازه که در سیلیکون والی آینده اینترنت را میسازیم در مراکز تصمیم ساز و پایگاه های قدرت نیز به این موضوع اهمیت دهیم.

زمانی که اتفاقات ناگوار میافتد، طبیعی است که همه به دنبال راه های تکنیکی و فنی برای حل مشکل هستند، اما راه های فنی برای مسایل اجتماعی معمولاً منجر به این می شود که قدرت بسیار زیادی را در اختیار شرکت های خصوصی قرار دهیم. 

 


 

رگولاتوری اجتناب ناپذیر به نظر می رسد.

شاید آنچه ما نیاز داریم تصادم تکنولوژی هاست. دانشمندان و سیاستمداران باید ایده های اینترنت را پایش مجدد کنند. در نهایت، اینترنت چیست؟ آیا شبکه ای است که خودآگاهی ندارد و تنها پیچیدگی اش در حال افزوده شدن است. آیا وب مانند نفت، الکتریسیته و شبکه راه آهن است؟

آن چیزی که نیست همان رویای اتوپیایی است که زمانی تصور می کردیم. ممکن است نتوانیم از اول شروع کنیم. شاید نباید. پس از این همه، از تمام آنچه که تاکنون فراگرفتیم، تنها از یک چیز اطمینان داریم: آینده اینترنت تغییری است که نمی توانیم پیش بینی کنیم.

 


این سری مقاله (بخش اول و بخش دوم) اقتباس، تلخیص و ترجمه ای است از مقاله ای با عنوان Is internet Broken? How to fix it. اصل مقاله را در اینجا می توانید ببینید. نقل قول ها ممکن است جهت بهتر رساندن مفهوم ویرایش شده باشند و ترجمه تحت اللفظی نیستند. این پست منعکس کننده دیدگاه های شخصی من در رابطه با این مساله نیست، گرچه همواره موافق بازنگری و اصلاح در ساخته هایمان هستم. از نظرات شما استقبال خواهم کرد.

نظرات کاربران

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پست قبلی پست بعدی